
Anamaz
فوریه 9, 2010 در 11:40 ق.ظ (شخصی)

حسنک دیگر اینجا زندگی نمیکند.
فوریه 7, 2010 در 7:10 ب.ظ (سری داستانهای بیش فعال, چرت و پرت)
Tags: حسنک کجایی؟

گدا بازی نمادین در راستای اصلاح الگوی مصرف
فوریه 5, 2010 در 12:38 ب.ظ (بازی بازی, بدون کلام)
Tags: دهه فجر، اصلاح الگوی مصرف

درخت آب می خواهد.
ژانویه 29, 2010 در 1:13 ق.ظ (وصف حال)

این قصه سری دراز دارد
ژانویه 28, 2010 در 8:01 ب.ظ (از رنجی که می بریم)
از نصایح آقا محمدخان به فتحعلیشاه

بفرما سولاخ!
ژانویه 23, 2010 در 1:29 ق.ظ (اطلاع رسانی, خاطره ها)
Tags: پطرس فداکار
پطرس های شهر هم اما کم نبودند.
و کم هم نمیگذاشتند.
اتفاقاً زیاد هم می گذاشتند…

حقایقی فراتر از علم – مبحث مرد و نامرد
ژانویه 21, 2010 در 2:00 ق.ظ (لبخند)

گفتم این هم بگذرد از بخت بد از ما گذشت…
ژانویه 20, 2010 در 8:01 ب.ظ (از زندگی...)

خدایا خدایا شاتگان… (دوبله ی عربی: اللهم شاتغان )
ژانویه 17, 2010 در 4:07 ب.ظ (بی دسته)
ماشه را کشید،
سرش را چرخاند و از مسیری که آمده بود دوباره برگشت.
(عمیقاً معتقدم که یک سری آدم هایی رو باید کشت تا بقیه آدما بتونن مثل آدم زندگیشونو بکنن.)

خودی، غیرخودی، نخودی
ژانویه 12, 2010 در 2:41 ب.ظ (اطلاع رسانی, کمینه)
یا خودی اند،
یا بی خود اند.

آینه چون روی تو بنمود راست! بدان یقیناً پوشش ات ناکفاست.
ژانویه 10, 2010 در 6:04 ق.ظ (خاطره ها, سری داستانهای بیش فعال)
Tags: mirror on the wall..., oh Mirror
هنوز دستم را مشت هم نکرده ام که یکباره خورد می شوم، تکه تکه می شود. و قطره قطره رویم خون می چکد. گویا اینبار اوست که مشتش را کمی زودتر به من می کوبد. اینبار درست برخلاف فیلم ها…

آدم به نرخ دولتی رسید.
ژانویه 9, 2010 در 10:08 ب.ظ (مرقومات, کمینه)
(میگویند وقتی یارانه ها را بردارند همه چیز گران تر می شود. بزغاله ها که البته قیمتی ندارند ولی ای کاش لااقل قیمت آدمها بالاتر نرود.)

حق ندادنیست، نه گرفتنی!
ژانویه 8, 2010 در 12:50 ق.ظ (لبخند, لغو)

اصلا هرچی آقا مشتری بگه
ژانویه 6, 2010 در 5:24 ق.ظ (اطلاع رسانی, متفکرانه, کار فرهنگی)
Tags: بالاخره حق با کیست؟
(از حق نگذریم، در این میان آش حق نخود زیاد دارد)

نگذرد این روزگار تلخ تر از زهر
ژانویه 5, 2010 در 11:24 ق.ظ (از رنجی که می بریم, تلخ نگاشت, خاطره ها)

