نوامبر 8, 2009 در 1:07 ق.ظ (لغو, کمینه)
حتی یک بار هم نتوانست به شوهرش بدهد! شب عقدشان جناق شکسته بودند!!
نوامبر 8, 2009 در 2:17 ق.ظ
سر چی؟
نوامبر 8, 2009 در 9:23 ق.ظ
) مرسی ایده!
نوامبر 8, 2009 در 1:27 ب.ظ
با دستش که نمی داد با پایین دست می داد
نوامبر 8, 2009 در 8:33 ب.ظ
هه! خوووووب بود
نوامبر 9, 2009 در 12:12 ق.ظ
عالی عالی عالی.
نوامبر 9, 2009 در 1:52 ق.ظ
پس به کی می داد؟
نوامبر 10, 2009 در 12:21 ق.ظ
xob mitoonest bege YAADAM!
نوامبر 10, 2009 در 2:56 ق.ظ
با این آخری خیلی موافقم! می تونست بگه یادمه و بعد …:دی دادا ما مشتری بودیم!
نوامبر 16, 2009 در 1:51 ب.ظ
شوهرش با چند نفر جناق شکسته تا یکی بگه یادم؟
نوامبر 21, 2009 در 12:50 ق.ظ
خب میگفت “یادم” !
نام
رایانشانی
شناسه
مرا از دیدگاههای بعدی از طریق رایانامه آگاه کن.
یا بخت و یا اقبال
مممد گفت،
نوامبر 8, 2009 در 2:17 ق.ظ
سر چی؟
Soshyans گفت،
نوامبر 8, 2009 در 9:23 ق.ظ
مرسی ایده!
سه ملاقه دار گفت،
نوامبر 8, 2009 در 1:27 ب.ظ
با دستش که نمی داد با پایین دست می داد
شبح اپرا گفت،
نوامبر 8, 2009 در 8:33 ب.ظ
هه! خوووووب بود
مسیح بر کوه زیتون گفت،
نوامبر 9, 2009 در 12:12 ق.ظ
عالی عالی عالی.
Mimimal گفت،
نوامبر 9, 2009 در 1:52 ق.ظ
پس به کی می داد؟
ناشناس گفت،
نوامبر 10, 2009 در 12:21 ق.ظ
xob mitoonest bege YAADAM!
زودیاک گفت،
نوامبر 10, 2009 در 2:56 ق.ظ
با این آخری خیلی موافقم! می تونست بگه یادمه و بعد …:دی
دادا ما مشتری بودیم!
سعید گفت،
نوامبر 16, 2009 در 1:51 ب.ظ
شوهرش با چند نفر جناق شکسته تا یکی بگه یادم؟
دست نوشته گفت،
نوامبر 21, 2009 در 12:50 ق.ظ
خب میگفت “یادم” !