نایست!
برقص!
باید برقصیم. مجبوریم! می رقصاند.
تند و تند. بی وقفه و بی امان. به سازهایش برقص. خسته اش کن.
تو از زمانه قوی تری. تسلیمت می شود. سازهایش از تو قوی تر نیست.
برقص…
نایست…
?shall we dance
اکتبر 29, 2009 در 12:25 ق.ظ (از رنجی که می بریم, از زندگی...)
fereshteh گفت،
اکتبر 29, 2009 در 1:12 ق.ظ
اوکی چه رقصی دوست داری؟:)
Bingala گفت،
اکتبر 29, 2009 در 2:03 ب.ظ
the DANCE goes on
شبح اپرا گفت،
اکتبر 29, 2009 در 6:47 ب.ظ
در اینکه تسلیمم میشه شکی نیست، اما دوست ندارم با ساز اون برقصم!
زودیاک گفت،
اکتبر 29, 2009 در 10:03 ب.ظ
dance me to the end of love
امیر گفت،
اکتبر 30, 2009 در 1:27 ب.ظ
…و زمانه همیشه در حال نواختنه پس گاهی بایست وگاهی برقص. ایسادن به معن تسلیم گشتن نیست / پیروز باشی
زهرا گفت،
اکتبر 30, 2009 در 4:16 ب.ظ
همین که “شبح اپرا” گفت.
ghostan گفت،
اکتبر 30, 2009 در 7:24 ب.ظ
قبول دارم.
باشه.
رکسانا گفت،
اکتبر 30, 2009 در 9:54 ب.ظ
where is the Music? I want to dance
maee گفت،
اکتبر 31, 2009 در 9:32 ق.ظ
ها باشه الاااااان :دی
شما جون بخوا :دی